محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
1093
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
وى را بگوى تا هر چه خواهد همى كند و همى گويد و نيز نام خدايان ما نبرد و زبان از ايشان كوتاه كند و اگر نه ما او را بزنيم و از شهر بيرون كنيم . پس ابو طالب كس فرستاد و پيغامبر عليه السّلم را بخواند و بيامد و بنشست ، و ايشان همه آنجا حاضر بودند . پس ابو طالب مر پيغامبر عليه السّلم را گفت كه : يا پسر بنگر كه تا اين مردمان همى چه گويند . ايشان سخن گفتند و پيغامبر عليه السّلم بشنيد . پس گفت . كه يا عمّ ميان من و ميان اين مردمان يك سخن است اگر بگويند كه خداى عزّ و جلّ يكى است و من پيغامبر وىام ، خداى عزّ و جلّ از ايشان خشنود شود و زبان من ازيشان كوتاه گردد ، و اگر نگويند تا جان در تن منست ايشان را بخداى عزّ و جلّ و دين وى مىخوانم . پس ابو طالب اين مردمان را به نرمى و چرب زبانى و دل خوشى « 1 » باز گردانيد . و پس چون ايشان برفتند با پيغامبر صلّى اللَّه عليه تنها ماندند . گفت كه : اى پسر اين مردمان داد تو همى بدهند و تو داد ايشان نميدهى . همى گويند كه تو هر چه خواهى بكن و هر چه خواهى بگو ، و خدايان ما را دشنام مده ، و زبان خويش از ايشان كوتاه كن . تو نيز اين خدايان ايشان را نام مبر و ايشان را دشنام مده ، و هر چيز ديگر كه مىخواهى مىكن و مىگوى . و اگر تو از خدايان ايشان خاموش باشى و نيز ايشان را نام نبرى ترا و دين ترا نيك آيد . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه پنداشت كه ابو طالب ايشان را همى گرايد و پشيمان شده است از يارى كردن پيغامبر عليه السّلم . پس پيغامبر صلّى اللَّه عليه را آب از چشم فرو آمد و گفت كه يا عمّ من اين سخن كه
--> ( 1 ) به نرمى و چربى و سخن خوش . ( بو )